اخبار استانها



بلایی که پشت درختان پارک سر نوعروس دهدشتی آمد!/ نامزدم می‌خواهد با من ازدواج کنداما خانواده‌ام راضی نیستند +تصاویر

25 خرداد 1396

بلایی که پشت درختان پارک سر نوعروس دهدشتی آمد!/ نامزدم می‌خواهد با من ازدواج کنداما خانواده‌ام راضی نیستند +تصاویر

دختر زیبارو و جوان به خواستگارش جواب مثبت داد و با شوق و ذوق خود را آماده ی جشن نامزدی میکرد . جواب آزمایش قبل از عقد هم خوب بود و دیگر تا عروس شدنش فاصله ای نبود اما … دختر بیچاره که حالا تمام آرزوهایش را بر باد رفته میدید صدایش میلرزید و بریده بریده و با بغض میگفت « من با شوهر او هیچ رابطه ای نداشتم.او به اشتباه فکر می‌کرد می‌خواهم با شوهرش ازدواج کنم، حال آنکه خودم نامزد داشتم و قرار بود به‌زودی عروسی بگیریم.»‌

 

به گزارش راک نیوز از دهدشت ؛ این گفته های زن جوانی به نام سیماست که مدتی قبل در شهردهدشت قربانی اسیدپاشی شد و از آن روز تا حالا هنوز درد و سوزش اسید را همراه خودش دارد.

 بلایی که پشت درختان پارک سر نوعروس دهدشتی آمد!/ نامزدم می‌خواهد با من ازدواج کنداما خانواده‌ام راضی نیستند +تصاویر

او که یک چشم و یک گوشش را در این اسید پاشی از دست داده و سایر اعضای بدنش نیز آسیب دیده روزگار تلخی را سپری می‌کند.

 

این در حالی است که زن اسیدپاش نیز در زندان است اما توانایی پرداخت دیه برای معالجه قربانی‌اش را ندارد و همین مسئله شرایط قربانی اسیدپاشی را سخت‌تر کرده است.

 

این حادثه عصر روز 30شهریور‌ماه سال 93در میدان اصلی شهردهدشت اتفاق افتاد. ماجرا از این قرار بود که دختر 27ساله‌ای به نام سیما از مدتی قبل به‌صورت تلفنی با دختر 18ساله‌ای به نام پریسیما دوست شده بود و آنها آن روز با یکدیگر در میدان شهر قرار گذاشته بودند تا بعد از مدتی دوستی تلفنی، یکدیگر را ببینند.

 

سیما در سر قرار حاضر شده بود که پریسیما با دختر دیگری از راه رسید.آنها چند دقیقه با یکدیگر گفت‌وگو کردنداما ناگهان پریسیما از کیفش یک بطری درآورد و محتویات آن را روی صورت و دست و پای سیما پاشید. محتویات بطری چیزی نبود جز اسید.

 

پریسیما خیلی زود از محل حادثه گریخت و سیما را با درد و سوزش ناشی از اسید تنها گذاشت.دختر جوان از شدت درد به‌خودش می‌پیچید و از مردم کمک می‌خواست. او نمی‌دانست که چرا پریسیما دست به این کار زده بود. قدرت اسید به حدی بود که فقط چند لحظه بعد نه‌تنها لباس‌هایش سوخت بلکه چشمانش نیز دیگر جایی را نمی‌دید.

 

به گزارش راک نیوز ، سرانجام بعد از گذشت دقایقی قربانی این اسیدپاشی در ترافیک شدید خیابان به بیمارستان منتقل شد.شدت سوختگی به حدی بود که صورت، گوش، دست و پا و کمر و بیشتر اعضای بدن وی دچار سوختگی شده بود.

 

در همین حال در جریان تحقیقات پلیس زن اسیدپاش شناسایی و دستگیر شد. او مدعی شد که چون شوهرش او را ترک کرده و قصد داشته با سیما ازدواج کند این بلا را بر سرش آورده است.این در حالی بود که سیما نامزد داشت و قرار بود به‌زودی با وی ازدواج کند.

 

متهم 18ساله در دادگاه محاکمه و به پرداخت دیه و قصاص محکوم شد اما چون او پولی برای پرداخت دیه ندارد،سیما نیز نمی‌تواند خودش را درمان کند و روزگار تلخی را می‌گذراند.این قربانی اسیدپاشی جزئیــــات بیشتری از این حادثه و رنجی که می‌کشد را بازگو کرد.

 

چطور با زن اسیدپاش آشنا شدی؟

مدتی بود که مزاحم تلفنی داشتم. این موضوع را به خانواده‌ام گفته بودم. چند مرتبه شماره تلفنم را هم عوض کردم اما فایده‌ای نداشت و مزاحمت‌ها ادامه داشت تا اینکه او خودش را معرفی کرد و گفت زنی به نام پریسیماست. او گفت می‌خواهد با من دوست شود.پریسیما چند مرتبه با من تلفنی صحبت و درد دل کرد و گفت دوست دارد من را ببیند و رو در رو با من حرف بزند.من هم قبول کردم و با هم در میدان شهر قرار گذاشتیم.

 

از روز حادثه بگو. چطور شد که زن جوان رویت اسید پاشید؟

وقتی سر قرار رسیدم دختر دیگری نیز همراه پریسیما بود. می‌خواستم روی یکی از نیمکت‌های فضای سبز بنشینم اما آنها گفتند بهتر است جایی بنشینیم که زیاد در دید مردم نباشد.چند دقیقه با یکدیگر صحبت کردیم و او گفت که شوهرش او را ترک کرده است.حرف‌های او ادامه داشت تا اینکه او ناگهان گفت «شنیده‌ام که تو می‌خواهی با شوهرم ازدواج کنی.»

 

خیلی تعجب کردم و گفتم اصلا چنین حرفی صحت ندارد. قرآنی را که در کیفم داشتم در دستم گرفتم و قسم خوردم که نامزد دارم و با شوهر او هیچ رابطه‌ای ندارم. آن روزها با نامزدم آزمایش خون داده بودیم و قرار بود به‌زودی پای سفره عقد بنشینیم. حتی برگه آزمایشگاه را هم نشانش دادم تا اینکه کمی آرام شد و از من عذرخواهی کرد.

 

او با شوهرش تماس گرفت و او هم به آنجا آمد. دلهره زیادی داشتم تا اینکه او یک لحظه از کیفش یک بطری در آورد و رویم اسید پاشید. حتی وقتی روی زمین افتادم بطری اسید را روی کمرم خالی کردو با کمک مرد جوانی با موتورسیکلت فرار کرد.

 

بعد از حادثه چه اتفاقی افتاد و چه‌کسی تو را به بیمارستان رساند؟

حدود نیم ساعت در آنجا روی زمین افتاده بودم و با داد و فریاد از مردم کمک می‌خواستم. اسید لباس هایم را هم سوزانده بود و یک نفر یک چادر رویم انداخت. مردم زیادی دورم جمع شده بودند.هر کسی چیزی می‌گفت.اما هیچ‌کس هیچ کمکی نمی‌کرد.

 

چند نفر از اقوامم آن طرف خیابان کار می‌کنند اما هرچه فریاد می‌زدم آنها هم با توجه به سر و صورت سوخته‌ام من را نمی‌شناختند که کمکم کنند. با این حال شوهر پریسیما یک ماشین گرفت و من را به بیمارستان رساند.

 

آیا پیش از این شوهر زن اسیدپاش را دیده بودی ؟

آن روز وقتی او را دیدم، فهمیدم ماجرا چیست. حدود 8‌ ماه قبل از حادثه قربانی اسیدپاشی او به خواستگاری‌ام آمده بود.

 

اما چون شنیدم که متاهل است به او جواب رد دادم و مدتی بعد نامزد جوان دیگری شدم.من تا آن موقع نمی‌دانستم که همسر آن مرد پریسیماست و همه حرف‌هایی که زن اسید پاش گفته تهمت است و من اصلا قصد ازدواج با شوهر او را نداشتم.

 

عامل اسید پاشی چطور دستگیر شد و دادگاه چه تصمیمی درباره‌اش گرفت؟

شوهرش او را لو داد و مأموران دستگیرش کردند. او گفت که شوهرش گفته می‌خواهد به زور با من ازدواج کند. تو برو و رویش اسید بپاش. او همه‌‌چیز را قبول کرد و دادگاه هم او را به پرداخت 450 میلیون تومان دیه و قصاص یک گوش و یک چشم محکوم کرد. اما او پولی ندارد که به‌عنوان دیه به من بدهد.

 

حالا در این شرایط با چه‌کسی زندگی می‌کنی و روند درمانت چطور پیش می‌رود؟

پدرم سال‌ها قبل با زن دیگری ازدواج و ما را رها کرد. مادرم هم بعد از حادثه‌ای که برایم اتفاق افتاد آنقدر غصه خورد تا دق کرد و جانش را از دست داد. حالا من 4 برادر دارم. یکی از آنها متاهل است. یکی دیگر مشکلات روانی دارد و 2برادر دیگرم سالم هستند و کمکم می‌کنند. یکی از آنها خانه‌اش را فروخت و خرج درمانم کرد. اما هزینه‌های درمانم آنقدر زیاد است که نمی‌توانم کاری از پیش ببرم. من حتی پول ندارم که یک تخت بخرم و با وضعیت سوختگی شدیدی که دارم روی زمین می‌خوابم.

 

مدام در خانه درد می‌کشم و همه بدنم می‌سوزد و مدتی است مشکلات شدید روحی پیدا کرده‌ام. از طرفی با اینکه نامزدم می‌گوید باز هم می‌خواهد با من ازدواج کنداما خانواده‌ام راضی نیستند.

 

این حادثه چه آسیب‌هایی به تو وارد کرد؟

یکی از چشمانم نابینا شد و چشم دیگرم چیزی در حد سایه می‌بیند. یکی از گوش‌هایم سوخت و از بین رفت. صورتم، دندان‌هایم، کمرم، دست و پایم و… بیشتر بدنم سوخت و حالا زندگی سختی دارم.

 

==========================================
» Date : 25 خرداد 1396

»» Print

» کاربر محترم شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس ایمیل info@raaknews.com ارسال فرمایید تا در وب سایت قرار گیرد.

-----------------------------

به کانال تلگرام ما بپیوندید:

-----------------------------

» اخبار مرتبط:

  • حکم قصاص برای زن اسیدپاش در کهگیلویه صادر شد/ازقصاص چشم تا 7سال زندان +جزئی ...
  • روزگار تلخ قربانی اسیدپاشی اشتباهی دردهدشت /گفتگوي اختصاصي با سيما افشار+عك ...
  • چشمانی که بهار امسال را ندیدند!/گزارشی از حال و روز" سیماوسهیلا"دو قربانی ...
  • گفتگوبا مادر وخواهر "سیما افشار" (دخترقربانی اسیدپاشی)+عکس
  • عکسی از دختر "دهدشتی" قبل از اسید پاشی +تصاویر
  •  

    نظرات:

    • همت

    • 26 خرداد 1396 01:58
    • 0 خبر
    • 0 نظر
    ^
    ..... این دختر قاتل و سنگدل رو
    هر چه سریعتر باید قصاص بشه
    نام:*
    متن نظر:
    پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler

    ویژه های راک نیوز

    مقالات

    نظرسنجی

    تبلیغات تصویری



    پربازدیدترین اخبار

    تبلیغات

    آپلود عکس

    آپلود عکس