مشروح اخبار


کهگیلویه و بویراحمد بود و می ماند

17 تیر 1391 16:12

کهگیلویه و بویراحمد بود و می ماند

مدتی است که موضوع تغییر نام استان و حواشی آن در کوچه و خیابان مطرح شده بدلیل مشغله کاری و اوضاع بد اقتصادی درگیر معاش هستم و بد و راز خبرهای استان زندگی می کنیم تا اینکه داد و فریاد یک مجنون کوچه کرد در خیابان من را متوجه خود کرد سوال کردم چرا ناراحتی گفت اسم استان و هویت پدرانمان را می خواهند عوض کنند آنجا بود که پی بردم وی عاقل دیوانه هاست و ما مجنون هستیم.تمامی بدنم غرق در تب و لرز شدیدی از شرم در برابر وطنم و نیاکانم شد دست به قلم شدم و نصایح ذیل را به حامیان این طرح ناشایست عرض می نمایم.این توهین به یک نفر نیست بلکه به ریشه و هویت و تمامیت ارضی و نیاکان ماست در طول تاریخ افتخار ما ایرانیان به این است که بیگانگان زیادی چشم طمع به این آب و خاک عزیز و مقدس داشتند و با تجاوز خود پا در این خاک گذاشتند هرچند که با ریختن خون های پاک نیاکان ما وارد این مرز و بوم شدند. اما در زمان کمی با درایت و هوش این مردم، متجاوزان غرق در فرهنگ و آیین این ملت شدند و فرهنگ ایرانیان غالب بر آنان شد با وجود بزرگ مردی چون حکیم طوس شاهنامه پس از 30 سال رنج فردوسی گرداوری شد و با فداکاری این مرد بزرگ به دست ما رسید تا حافظ زبان و فرهنگ فارسی شود. و فرهنگ نیاکان خود را حفظ نمایند اما متعجبم که چرا خود ایرانی تیشه برداشته و به ریشه و هویت ایرانی می زند از قول افکار عمومی استان می گویند حامی این طرح استاندار و مدیران ارشد استان به ویژه مدیران غیر بومی هستند اگر واقعیت این باشد جناب استاندار و دوستانش با فرهنگ و قدمت و هویت این مرز و بوم آشنا نیستند دوستان عزیز مردم این استان همانند سایر لرهای دیگر ایران زمین از نژاد بزرگ و ریشه دار پارس هستند و فرزندان بزرگانی چون کوروش بزرگ و خشایار این سردار پر افتخار هستند که هنوز بعد از هزاران سال یونانیان به محض شنیده شدن اسم خشایار شاه این بزرگ مرد ایرانی جان و تنشان به لرزه در می آید نیاکان ما بنیانگذار سلسله هخامنشیان هستند که با درایت و اقتدار مادی و معنوی و احترام به عقاید تمامی ملت دنیا بزرگترین امپراتوری تاریخ بشریت را تأسیس کردند که مرز نمی شناخت و اکثر نقاط کره زمین را شامل می شده، فرزندان این بزرگان به ریشه و هویت خود می بالند و احساس غرور دارند لذا مردم این استان بی هویت نیستند، تمامی کوها و دشتهای این دیار نشان از شجاعت و میهن پرستی جد ما آریو برزن داشت که اسکندر وحشی این بی تمدن متجاوزگر را به ذلت نشاند هنوز بعد از هزاران سال موقعی که پا در دل کوههای با صلابت این دیار به ویژه تنگه پارس همیشه استوار می گذارم صدای غرش و فریاد آریو برزن و سربازانش را می شنوم که می گویند فرزندانم ما از جان خود گذشتیم که ایران و ایرانی بماند پس جانتان را فدای ایران کنید این چشمه های جوشان که از دل کوههای این منطقه می جوشد سرچشمه آن خون سربازان آریو برزن است گویی این آبها مقدس هستند و باید تمامی فرزندان پارس بدن خود را در آن چشمه ها بشویند تا غیرت و ایران پرستی وارد سلول ها و رگ های آنان شود اما چه حیف که روح و تن نیاکان ما در گور می لرزد چرا که یک شب هم آرام نمی خوابند چطور آرام بگیرند وقتی که در خاک خانه خود عده ای می خواهند واژه های بیگانه ای را جایگزین ریشه و فرهنگ آنها کنند با تمام وجود حس می کنم که روح آریو برزن سرگردان در این منطقه شاهد اعمال ماست و با تمام قدرت می خواهد به ما بگوید جلوی این تجاوز را بگیرید تا من آرام بخوابم، جناب استاندار از ایران باستان دور می شوم و با تاریخ معاصر بویراحمد و این استان آشنایت می کنم. نبرد تنگ تامرادی و رشادتهای کی لهراس بویراحمدی را بخوان نبرد بزرگان بویراحمد با شیخ خزعل  را بخوان که ادای مالکیت خوزستان را داشت اما سلحشوران بویراحمدی شیخ خزعل را به خاک و خون کشیدند، رشادتهای بویراحمدی ها در حمایت از شاه اسماعیل صفوی در جنگ چالدران را مطالعه کن، دلیری بویراحمد در مقابل حکام بی ریشه و بی لیاقت قاجار را بخوان که در خصوص همین مقابله شکایت سرکنسول گری انگلیس در اصفهان علیه بویراحمدی ها را موجود می باشد، شجاعت بویراحمدی ها در مقابل تیمور لنگ را بخوان که مردانه ایستادگی کردند به طوری که در کتاب منم تیمور جهانگشاه ترجمه نویسنده بزرگ ذبیح الله منصوری آورده شده که تنها دو طایفه در مقابل من ایستادگی کردند یکی لاله زارها در افغانستان و دیگری بویرها در سرزمین پارس و در پایان حضور این مردم شجاع در حمله صدام بعثی را بخوان که این همه شهید و جانباز و آزاده گواه این مردانگی ایست و حاضر نشدند وجبی از خاک مقدس ایران نصیب بعثیان شود جناب استاندار، نام گهگیلویه و بویراحمد بی ریشه و نامأنوس نیست شاید جناب عالی و دوستان همفکرتان به خود زحمت نداده اند در این مورد مطالعه کنند دور از انصاف است در این خاک زندگی کنی اما هیچ در مورد فرهنگ این مردم ندانی پس به خود زحمت دهید و کمی بیشتر مطالعه کنید. واژه کهگیلویه یا رم جیلویه که در ادوار مختلف تاریخی ذکر شده هم از نام های یکی از سرداران آریایی بوده و هم از مناطق مهم استان پارس جنوبی بوده و الان شهرستانی مهم استراتژیک و بزرگ است که ایلات بویراحمد، دشمن زیاری، بهمئی، طیبی را در بر می گیرد  که اکثریت جمعیت ساکن در مرکز و حومه آن تا کوه خیز و همچنین تنگ پیرزال، تنگ سپو، کوه نیر وتا سرحدات چرام و سوق و منطقه پشته زیلایی تماماً بویراحمدی هستند. گچساران از دوگنبدان تا دشت لیشتر و خیرآباد از دشت گز تا رود زهره و همچنین مناطق دیل و آرو و اسپر و دشت مور از ایل بویراحمد هستند و قسمتی از بویراحمدی ها سکونت چندین ساله در منطقه باشت و باوی دارند. چرام از بردیان تا فشیان، تل بابونه و سرفاریاب تا سادات امامزاده علی و مناطق اطرافش همه جزء ایل بزرگ بویراحمد هستند. شهرستان بویراحمد و دنا هم که تمامی جمعیت آن از ایل بزرگ بویراحمد هستند، جناب استاندار واژه بویراحمد قدمت طولانی دارد و واژه تاریخی ایست که در متون تاریخی و کتیبه های قرن های گذشته از آن نام برده شده است مثلاً در کتیبه ای در گدارتخته بهمئی بین منطقه لیکک و کت بهمئی نام یکی از بزرگان بویراحمد به نام ملک شاه بویراحمدی(کی ملک اول به سال 856 هجری قمری) حک شده است. سخن را کوتاه می نمایم و توصیه می کنم در تصمیم گیری به این مهمی که مربوط به ریشه، و هویت یک قوم و نژاد است باید یک رفراندوم قانونی صورت گیرد و نظریات تمامی مردم، بزرگان، نخبگان و منتخبین مردم در مجلس شورای اسلامی اخذ شود سپس تصمیم گیری شود نه به این شکل تهاجم به فرهنگ و نیاکان ما شود امیدوارم در اسرع وقت با درایت و تیز بینی جناب استاندار و دوستان هم فکرش این موضوع در نطفه خفه شود چرا که کهگیلویه و بویراحمد جاودانه در تاریخ این سرزمین بود و می ماند.
کوروش پورک پور

ادامه خبر...


قاتل همانی است که برسرآویختن مدالش دعوای تان شد

15 تیر 1391 15:26

قاتل همانی است که برسرآویختن مدالش دعوای تان شد

عشوندی، فرهاد - او که باید برای مدال طلای المپیک می جنگید حالا کابوس هر شبش سرشاخ است با طناب دار.

 فاجعه ای دیگر و حالا همه مفتش شده ایم . یکی جان باخته و قاتل کیست؟ یک قهرمان سرشناس ملی. قهرمانی که در آبادی محرومش ، بر سر آبتنی در برکه با گروهی درگیر شده و به شیوه ای غیر قابل باور ، دو گروه به سوی هم آتش گشوده اند و ضربه قهرمان جان انسانی بی گناه را گرفته. دعوایی بر سر تعصبات هیجانی و پایانی تلخ و جبران ناشدنی.
باورش سخت است ؛ باور قاتل صدا کردن پسری که کمتر از دو سال قبل چطور با اقتدار توانست پشت همه حریفان را به تشک بچسباند و نفر اول یکی از اوزان سخت کشتی در بازی های آسیایی گوانگجو شود. یکی از همان مدال هایی که رئیس وقت سازمان ورزش و رئیس کمیته ملی المپیک بر سر انداختنش بر گردن جوان قهرمان ، تا حد درگیری فیزیکی پیش رفتند. همان دعوای معروف حضرات بر سر اینکه چه کسی مدال قهرمان عزیز را به گردنش بیاندازد، یکی از معروف ترین جدال هایش پس از قهرمانی جوانی بود که امروز به اتهام قتل ، محاکمه می شود آن هم به اتهام قتل عمد.
چند ماه بعد از آن قهرمانی اما چه اتفاقی افتاد؟ چه کسی سراغی گرفت از جوانی که در اردوی تیم ملی ، نمونه دوپینگ اش مثبت اعلام شد ؟ چه کسی تا روز اعلام خبر این جنایت از متهم خبری گرفته بود که اصلا یکسال اخیر را چه کرده؟ چگونه شد که قهرمان صاحب شانس المپیک مان حالا باید تمام رویایش این باشد تا شاید خانواده ای داغدیده از خون عزیزشان بگذرند و شاید حلقه دار را از گردنش دور کنند؟
چه حسی دارند امروز ، آنها که بر سر تصاحب افتخار آویختن مدال طلایش اگر می شد به روی هم آتش می گشودند؟ شاید ، شاید حس شان این باشد که چطور چنین کسی را با کاروان مان برده بودیم! چطور به او نزدیک شدیم و...
و هیچ نمی گویند از غفلتی که حاصلش می شود این رخداد ، می شود قصه شوم اکبریان یا کدخدایی و خداداد.
می شود تراژدی تلخ سوختن علی حسینی ها و آنچه شاید می تواند در انتظار طالب نعمت پور یا دو قهرمان تیر و کمانی باشد به ناحق از المپیک باز شان داشتید.
چه کرده ایم ما؟ چه می کاریم در ورزش مان و چه قرار است درو کنیم؟ همه با افتخار از پی آنیم تا اولین نفر ، خبر این واقعه تلخ را پوشش دهیم و از این بنویسیم که ورزشکاری در رشته پهلوانی دستش به خون بی گناهی آغشته شده . نه اینکه قصد بر مظلوم نمایی باشد که هر کار تاوانی دارد و این قهرمان سابق باید در پیشگاه دستگاه قضا ، به انتظار اجرای عدالت بنشیند .
او متهم است اما مهم تر نه این قهرمان سوخته که سرمایه هایی هستند که جرقه ای می خواهند تا شعله ور شوند و فقط افسوس شان برای مان بماند. تا یکی شوند مثل اینکه امروز به جای جدال بر سر طلای المپیک باید با کابوس اعدام سر شاخ شود.
آقایان مسئول رفتارهای امروز شماست که حوادث فردا را می سازد. ورزش که قرار بود مرهمی باشد بر دل مردم به تنگ آمده از گرانی ها ، دعواهای سیاسی و مشکلات اجتماعی حالا چه حسی به آنها می دهد؟ روزگار زار فوتبالش ، استرس حذفش از المپیک بر سر دعواهای بر سر صندلی شمایان و حالا سرخوردگی ناشی از باور اینکه قهرمانان شان غیر از شکست های متوالی در میادین حساس باید در قامت مجرم هم محاکمه شوند.
شما دوستان مسئول ؛ آیا یکی از مسئولیت های تان نیست که به فکر حفظ سرمایه های جوان کشور باشید؟ نه البته تا وقتی که می توانید به فکر حذف کرسی های رقیب باشید و با نوشتن توصیه نامه برای جذب فرزندان معزز جمعی از مقامات مسئول در تیم های متمول فوتبال ، به بقای دوران مدیریت تان امیدوار تر باشید ، اصلا شما را چه باک که جویای حال چند بچه شهرستانی از روستاهایی محروم!
اما این حادثه تلخ و هزاران اتفاق تلخ مشابه ، برگی ست در کارنامه های تان در قبال مردم ورزشدوست که تا ابد به یادگار می ماند. اگرچه شما را این روزها ، هیچ مشغله ای شیرین تر از آوردگاه لندن نیست. جایی که شاید چند جوانی از همان شهرستان های دوردست باشند که بتوانند کاری کنند تا دستان مبارک تان ، مفتخرشان کند به گردن آویز طلا!

ادامه خبر...


قديمي‌ترين نقش‌برجسته جهان رو به نابودي است

15 تیر 1391 14:21

قديمي‌ترين نقش‌برجسته جهان رو به نابودي است


بزرگ‌ترين نقش برجسته دو شهرستان ممسني و رستم به‌نام نقش برجسته كورنگون يا كورنگان عيلامي در شرف نابودي است. اين نقوش به فاصله 10كيلومتري جنوب‌غربي شهر مصيري مركز رستم و جنوب روستاي سه‌تلون بر فراز يك پرتگاه مشرف به رودخانه فهليان واقع شده است. نقش برجسته كورنگون در سال 1303 به‌وسيله پروفسور ارنست هرتسفلد آلماني مورد كاوش علمي باستان‌شناسي قرار گرفت و قدمت تاريخي آن به 2400 سال پيش از ميلاد مسيح يعني يك هزاره پيش از ورود آريايي‌هاي به فلات ايران برآورد شد. تصوير حجاري‌شده بر صفحه كوه كورنگون عبارت است از يك جفت الاه و الاهه كه اطراف آنها را صف‌هاي پرستش كنندگان احاطه كرده است. الاه و الاهه با كلاه‌هاي شاخ‌دار خود روي تختي از چنبره مار نشسته و ظاهرا پرستش مار در ايران و هند قديم قبل از پيدايش آرين‌ها معمول بوده است. نقش برجسته كورنگون عيلامي كاملا بومي است و بعضي از جزييات آن اصل سومري (دولت سومريان در سه هزار سال پيش از ميلاد) را نشان مي‌دهد. مثلا تاجي كه بر سر الاه و الاهه نقش شده با شاخ‌هاي منفصل از يكديگر، در دوران سومر قبل از دوره آكاد (طايفه‌اي از بني‌سام كه حدود سه هزار سال قبل از ميلاد در كلده سفلي زندگي مي‌كردند) فراوان ديده شده است. الاه در دست خود ظرفي گرفته كه پر از آب حيات بوده و به سوي صف‌هاي پرستش‌كنندگان خود روان كرده است. پرستش كنندگان اين نقش برجسته بيش از 40 نفر بوده كه تعدادي از آنها در دوران‌هاي گذشته به وسيله عوامل طبيعي به ته دره سقوط كرده و احتمالا به درون رودخانه فهليان كه مشرف به نقش برجسته است، فرو افتاده‌اند، يا زير خروارهاي شن و ماسه رودخانه مدفون شده يا آب رودخانه آنها را با خود برده و معدوم كرده است.تاكنون نسخه‌اي همانند نقش برجسته كورنگون نه در بين‌النهرين و نه در نقاط باستاني جهان باستان پيدا نشده است. تقريبا يك نمونه يا نسخه‌اي ثاني از نقش برجسته كورنگون شهرستان رستم در نقش رستم نزديك تخت‌جمشيد مدفن شاهان هخامنشي ديده مي‌شود كه تا نيمه دوم قرن سوم ميلادي پابرجا بوده ولي بعدا آن را محو و صورت بهرام دوم را بر آن نقر و تعبيه مي‌‌كنند. جزيي از اين اثر محوشده كه در گوشه راست تصوير نقش رستم ديده مي‌شود هنوز چنبره مارها و دو الاهه با لباس سومري روي تخت نمايان است و همچنين يك نقش زن شبيه زن‌هاي موجود در نقش برجسته كورنگون شهرستان رستم به عين ديده مي‌شود كه كاملا سالم و دست‌نخورده است. بنابراين اين نقش بايد در زماني نزديك به حجاري كورنگون عيلامي شهرستان رستم تعبيه شده باشد يعني حدود 2400 سال قبل از ميلاد. به هرحال نقش برجسته كورنگون يك عبادتگاه مهم عيلامي در شهرستان رستم بوده است و اين نقش ثابت مي‌كند كه نفوذ و تمدن عيلام در آن زمان تا حدود شهرستان‌هاي ممسني، رستم، مرودشت و پرسپوليس توسعه داشته است.هرتسفلد در سال 1303 يك ديوار آجري در منطقه تل اسپيد شهرستان رستم كشف كرد كه نام پادشاه عيلامي (شتروك نهونته) بر آن كتيبه شده بود و متعلق به 1200 سال قبل از ميلاد بوده است. اين كتيبه با خط عيلامي در موزه ايران باستان مضبوط است. در ادامه اين گفتار بايد متذكر شويم كه گور دخمه دوطبقه‌اي داو دختر (دي و دوور) شهرستان رستم كه مربوط به 650سال پيش از ميلاد است و همچنين نقش برجسته بهرام دوم ساساني در منطقه سراب بهرام و معبد شيرين و فرهاد در منطقه جوزار جاويد بكش و كتيبه و گور دخمه فهليان از توابع شهرستان ممسني هم به علت بي‌توجهي در شرف نابودي است.اثر ارزنده گور دخمه دوطبقه‌اي داو دختر (مادر و دختر) شهرستان رستم فارس كه بر تمامي گور دخمه‌هاي هخامنشي و غير رجحان دارد، تاكنون نه در جهت مرمت آن و نه يك تحقيق عالمانه درباره آن صورت نگرفته است. اين اثرهاي ارزشمند كه مي‌توانند سيل گردشگران داخلي و خارجي را به‌سوي خود جلب كنند و جاي طلاي سياه (نفت) را بگيرند و در توليدات ناخالص ملي از نظر گردشگري سهم بسزايي را ايفا كنند، چرا مورد كم‌توجهي و بي‌مهري مسوولان ذي‌ربط و ذي‌صلاح ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري قرار مي‌گيرند و حق آنها ناديده گرفته مي‌شود؟ بودجه‌هاي كلان و هنگفتي كه همه‌ساله براي ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري ما تخصيص داده مي‌شود، چرا سهمي از آنها در امر مرمت، بازسازي، محوطه‌سازي، فنس‌كشي برپايي سايبان روي اثرهاي ارزنده اين دو شهرستان (ممسني و رستم)، كاوش علمي آنها و در آخر بسترسازي جهت جلب توريست و گردشگر به كار گرفته نمي‌شود؟ از مقامات ذي‌صلاح سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري كشور مخصوصا فارس خواهانيم كه توجه خود را به حمايت و مرمت آثار تاريخي ارزنده دو شهرستان ممسني و رستم معطوف كنند و نگذارند اين بسترهاي پايدار و ارزنده كه شهرت جهاني دارند به حال خود رها و در عصر ما معدوم و نابود شوند. بر ماست كه اين بستر‌هاي ارزشمند را براي نسل‌هاي آينده حفاظت، مرمت، بازسازي كنيم و پاس داريم تا آيندگان از وجود آنها استفاده بهينه را ببرند و به ما درود فرستند.

حسن حبيبي فهلياني

ادامه خبر...


موافقت عادل فردوسی پور با جمع آوری کراوات؟!

13 تیر 1391 19:57

موافقت عادل فردوسی پور با جمع آوری کراوات؟!


الف- راستگو* شنیده می شود یکی از مسئولان در حال تماشای برخی تصاویر در خبرگزاری فارس بوده است که ناگهان کمی تا قسمتی ناراحت می شود و نامه ای می نویسد. از فردای آن روز فروش کراوات ممنوع می شود و ماموران به مغازه هایی که کراوات می فروختند تذکر می دهند! چند روز بعد همان آقایی که نامه زده بود باز هم از همان نوع تصاویر در خبرگزاری ها می بیند! این بار تلفنش را برداشته و دستورش را به طور شفاهی می گوید! ماموران آن موقع است که متوجه می شوند به دلیل دستخط بد آقای دستوردهنده و ایضاً دستگاه فکسی که مدلش چینی بوده است، کلمه "کراک" را "کراوات" دیده اند!

* شنیده می شود در راستای مهربان بودن بیش از حد و اندازه ی برخی از مسئولین، آنها دیدند این روزها به دلیل عدم وجود اخبار حاشیه ای، رسانه های آن ور آبی حال و روزشان به گیر دادن به لباس خانم مذاکره کننده ی هسته ای افتاده است(!) برای آجر نشدن نان آنها و دادن خوراک خوب به رسانه هایشان، تصمیم به جمع آوری کراوات گرفتند!

* شنیده می شود برخی از محققان داخلی بدون بهره گیری از دانش این سوسول های خارجی کشف کرده اند که کراوات کلاً چیز مزخرفی است و نه تنها همه ی خلافکاران و مفسدان اقتصادی کراوات می زدند، بلکه همه ی شخصیت های منفی کارتون ها، از جمله روباه مکار، گربه نره، آقای پتیول (که سگی مشهور داشت!) و ... هم کراوات می زدند! و کلا اگر کراوات از همان ابتدا وجود نداشت، حتی دایناسورها هم منقرض نشده و لایه ازون هم سوراخ نمی شد! و کلا هر چه می کشیم از این کراوات می کشیم و اگر کسی کراوات نزند حتی مرغ هم ارزان می شود!!

* شنیده می شود جمع آوری کراوات و گیر دادن به کراوات فروشی ها به این دلیل انجام می گیرد که خانم ها بدانند همه در برابر قانون مساوی هستند و خانم ها فکر نکنند چون خانم هستند برخی تذکرها را دریافت می کنند! در همین راستا تقاضا می شود برای آنکه خانم ها بیش از پیش احساس رضایتمندی بهشان دست دهد به آقایانی که آستین کوتاه و یا شلوار جین می پوشند هم تذکر داده شود و آنها را روی یک پا در پیاده روها نگه دارند تا مردم بهشان بخندند!

* شنیده می شود یکی از مسئولان در پاسخ به این سوال که: "کمربند هم یک چیز غربی است، چرا با آن برخورد نمی کنید؟!" کمربندش را محکمتر بسته و گفته است: "برخی مواقع ، برخورد با یک معضل، معضلاتی بزرگتر بوجود می آورد!"

* شنیده می شود عادل فرودسی پور ضمن حمایت از جمع آوری کراوات ها گفته است: "کراوات خیلی بد است! وقتی علی دایی هم یکبار کراوات زد و رفت خارج و جایزه اش را گرفت. دچار ضعف در فوتبالش شد! اگر کراوات نبود و فوتبالیست های ما کراوات نمی زدند الآن حداقل شش هفت باری در جام جهانی قهرمان شده بودیم!"

* شنیده می شود همان مسئولی که کشف کرده است قانونی وجود دارد که فروش کراوات ممنوع است، فردای همان روز قانون اساسی را ورق زده است و بعد از دیدن برخی اصل های آن گفته است: "عجب!"

توضیح خیلی مهم: تمام شنیده های ما تخیلی و کذب محض بودند! نگید نگفتید!
منبع /عصرایران

ادامه خبر...


روشن تر از آفتاب

13 تیر 1391 03:13

روشن تر از آفتاب

 

بدنبال انتشار مطلبی بنام اینجانب با عنوان فرق دوم و سوم خرداد در سایت عصردنا ،فضایی از شیطنت و پرده دری و نفاق افکنی و هتاکی بوسیله گلهای خرزهله ی عرصه مجازی شکل گرفت که توضیح مفصل آنرا در مطلبی با نام گل خرزهله ارائه داده ام،حال اصل مقاله تهیه شده را عرضه میدارم.اینکه در آن هیاهو اقدام به انتشار این مطلب ننمودم از این جهت بود که در آن گرد و غبار منتظر فروکش کردن جنجال آفرینی و خالی کردن عقده هایشان بودم تا چند روزی احساس کشف عظیم کنند و از این حیث اظهار شادی !؟

 حال با احترام به بعضی از نظردهندگان که از جاده حق و انصاف خارج نشدند و تشکر از سایت راک نیوز که در دفاع از حرمت قلم و فرهنگ به بداخلاقی های شکل گرفته مطلبی به رشته تحریر در آورد(1) ، اصل آن مقاله را تقدیم خوانندگان اهل فهم و درک و دارای شخصیت اجتماعی می نمایم و طبیعی است که انتظار دارم تا با نقد منصفانه شما وافع شود:

          

           دوم یا سوم خرداد کدامیک ؟

 

 ملتهای بزرگ در طول تاریخ حیات خود روزها و مناسبتهای مختلف و تلخ و شیرین دارند که هر کدام یادآور دلاوریها و شجاعت ها و یا شکست و خواری و تحقیر آنهاست .در این رابطه تلاطم و تعدد و تنوع   حوادث و رویدادهای تاریخ ایران مملو از هزاران فراز و فرود است که هر یک جای تامل و بحث و بررسی دارند که یکی از مهمترین حوادث تاریخ معاصر را باید سوم خرداد سال 1360 بدانیم.

   خردادماه در تاریخ ایران پر از تحولات و هیجان و شوق و غم است در حالیکه 15 خرداد42 ورق  زرین شکل گیری تحول نوین اجتماعی با صبغه دین و مرجعیت را رقم زد و قیامی تاریخساز را پدید آورد"روز تجدید حیات مجدد اسلام " (2)اما در چهاردهم همین ماه آن مبدع و خالق انقلاب که خود انتظار فرج از نیمه خرداد میکشید دارفانی را وداع گفت .(3)

  در سال 1360 بعد از یکدوره طولانی از شکست پیاپی و تحمیل قراردادهای ننگینی چون گلستان و ترکمانچای و آخال و پاریس و.......با از دست دادن سرزمینهای زیادی،ناگهان در نبردی کاملا نابرابر نوار این تکرار شکستها  و جداشدن منطقه ای از کشور پهناور ایران  پاره شد و طعم لذت بخش آزادسازی خرمشهر و پیروزی یک ملت بخودآمده را چشیدیم.

  در سال 1376 بدنبال برگزاری هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی یک چهره روحانی معتقد به اساس و اصول انقلاب و امام(ره)بوسیله مردم طی فرایندی مطابق با قانون اساسی انتخاب شد اما مدتی نگذشت که حیله گرانی تلاش کردند تا این روند طبیعی و قانونی را با پیرایه ها و حواشی سازی غیر منصفانه و دور از اندیشه های امام راحل تبدیل به چماقی در برابر نظام کنند :از گفتگو " کفت و کو" ساختند ،پوسته هایی شکسته شد،پرده هایی بالا رفت و چهره نفاق رسوخ کرده در فضای دوم خرداد مطالباتی فراقانونی را طرح و روز بروز هیجان و التهاب و بحران آفرینی کردند که سرانجامی ناکام گرایانه یافتند و با همان پله رای مردم در سوم تیر ماه 1383 به پایین کشیده شدند.

  حال این سوال مطرح است که دوم یا سوم خرداد کدامیک در تاریخ ایران ماندگار و حیات بخش و تحول زا میباشند ؟

آیا دوم خرداد جز تکرار انتخاب قانونی یک رییس جمهور  با رای مردم است ؟  

 برای پاسخ به تاریخ و تداوم آرمان شهدا کدامیک تاثیر گذارند و میتوانند نقش الگوسازی داشته باشند؟
منبع/نازسحر

ادامه خبر...


سرداري که غریبانه در «هور» گم شد

6 تیر 1391 03:22

سرداري که غریبانه در «هور» گم شد

هیچ کس به درستی نمی داند که در این روز دردناک ، چه بر سر سرداران قرارگاه نصرت آمد. شاهدان می گفتند که هلی کوپترهای عراقی در فاصله کمی از قرارگاه خاتم 4 به زمین نشسته اند

مشرق نوشت: علی هاشمی به سال 1340 در اهواز دیده به جهان گشود .

علی دوران کودکی اش را در کوچه پس کوچه های منطقه «عامری» سپری کرد و در نوجوانی خانواده اش به منطقه «حصیرآباد» اهواز نقل مکان نمودند. 17 ساله بود که آتش انقلاب به دامان رژیم پهلوی افتاد و علی نیز یکی از جرقه های برخاسته از این لهیبِ طاغوت برانداز بود.

پس از پیروزی نهضت روح الله بر طاغوت داخلی ، علی هاشمی جوانان انقلابی حمیدیه را به یاری جوانان انقلابی «حصیر آباد» و «آخر آسفالت» اهواز سامان داد و سپاه حمیدیه توانست پیش از شروع جنگ در برقراری امنیت و مبارزه با اشرار و ضد انقلاب و قاچاقچیان اسلحه و مهمات نقش موثری ایفا نماید. با شهادت «نظر آقایی»فرمانده ی سپاه حمیدیه ، علی که در آن زمان مسئولیت تبلیغات را بر عهده داشت ، به فرماندهی منصوب شد. همزمان با تلاش در معرکه ی پاسداری از انقلاب اسلامی ، علی در رشته ی پزشکی دانشگاه مشهد پذیرفته شد اما با حمله ی سراسری ارتش بعث به خاک ایران ، ترجیح داد دانشگاه جنگ را برگزیند.

با شروع جنگ تحمیلی علی هاشمی در محور «کرخه کور» و «طراح» به مقابله با پیشروی سپاه دشمن پرداخت.

با شکل گیری یگان های رزم سپاه او مامور تشکیل تیپ 37 نور شد و با این یگان ، در عملیات «الی بیت المقدس» در آزادی خرمشهر سهیم گردید. درآستانه عملیات والفجر مقدماتی تیپ 37 نور منحل شده و علی هاشمی فرمانده سپاه سوسنگرد رسید و بعدها، از دل همین سپاه منطقه ای بود که ، «قرارگاه نصرت» پدید آمد.

و در سومین سال جنگ ، محسن رضایی علی هاشمی را به فرماندهی «قرارگاه سری نصرت» انتخاب کرد.

«عملیات خیبر» ثمره ی یک سال تلاش شبانه روزی نیروهای قرارگاه نصرت ، تحت فرماندهی علی هاشمی بود. اولین عملیات آبی- خاکی جنگ و اولین عملیاتی که ده ها یگان رزمی سپاه ، در سطحی بسیار وسیع توانستند باتلاق ها و نیزارهای منطقه ی هور را پشت سر بگذارند که این در نوع خود حرکتی بی نظیر و تاریخی بود. یک سال بعد را نیز ، قرارگاه نصرت در تدارک «عملیات بدر» بود . عملیاتی که بسیاری از ستارگان این قرارگاه را به حجله ی شهادت فرستاد.

حاج علی هاشمی به سال 1363 تاهل اختیار نمود که حاصل آن یک دختر و یک پسر بود .

علی هاشمی در تیر ماه سال 66 به فرماندهی «سپاه ششم امام صادق » منصوب شد که چند تیپ و لشکر، بسیج و سپاه خوزستان، لرستان و پدافند منطقه هور از «کوشک» تا «چزابه» را در اختیار داشت. روز چهارم تیر ماه سال 1367 ، متجاوزان بعثی ، حمله ای گسترده و همه جانبه را برای بازپس گیری منطقه هور آغاز کردند. حاج علی در آن زمان ، در قرارگاه خاتم4 ، در ضلع شمال شرقی جزیره مجنون شمالی مستقر شده بود. هیچ کس به درستی نمی داند که در این روز دردناک ، چه بر سر سرداران «قرارگاه نصرت» آمد. شاهدان می گفتند که هلی کوپترهای عراقی در فاصله کمی از قرارگاه خاتم4 به زمین نشسته اند و حاج علی و همراهانش سراسیمه از قرارگاه خارج شده و در نیزارها پناه گرفتند و دیگر هیچ.

پس از آن ، جستجوی دامنه داری برای یافتن حاج علی هاشمی آغاز شد اما به نتیجه ای نرسید. از طرف دیگر ، بیم آن می رفت که افشای ناپدید شدن یک سردار عالی رتبه ی سپاه ، جان او را که احتمالا به اسارت درآمده بود به خطر بیاندازد ، به همین سبب تا سال ها پس از پایان جنگ ، نام حاج علی هاشمی کمتر برده می شد و از سرنوشت احتمالی او با حزم و احتیاط فراوانی سخن به میان می آمد. نه مراسمی برایش گرفته شد ، نه یادواره ای برایش برگزار شد و نه یادمانی به نامش برپا گردید. اما پس از سقوط صدام هم خبری از سرنوشت فرمانده ی سپاه ششم به دست نیامد.

سرانجام در روز 19/2/89 ، اخبار سراسری سیما خبر کشف پیکر حاج علی هاشمی را اعلام کرد و مادر صبور او پس از 22 سال انتظار، بقایای پیکر فرزند خود را در آغوش کشید.

ادامه خبر...


بهرام رادان ودکترحسابی

5 تیر 1391 03:16

بهرام رادان ودکترحسابی

  • بهرام رادان در مطلبی در صفحه فیس بوک خود نوشته :دکتر حسابی در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا ازجمله "بور"، "فرمی"،"شو ریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نودعوت کنند.
    خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیۀ آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح میدهند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکیدکردم که سازش را هم با خود بیاورد.
    همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداداعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم.
    به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او میتواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."
    بعدها انیشتین به من گفت: " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."
    بالاخره دکتر نوروز را با دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل می کنند. به گفتۀایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.
    آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین،بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. دکتر توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"
    خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند

ادامه خبر...


کاهش 9 درصدی واردات در دو ماه نخست سال

4 تیر 1391 16:18

کاهش 9 درصدی واردات در دو ماه نخست سال

تازه‌ترین آمار مقدماتی گمرک ایران نشان می‌دهد که تراز بازرگانی خارجی کشور در دو ماه نخست امسال با کسری سه میلیارد و 751 میلیون دلاری مواجه شده و با وجود کاهش 9 درصدی، میزان واردات به دوبرابر صادرات غیرنفتی رسیده است.

 تا پایان اردیبهشت ماه امسال نزدیک به 4.5 میلیارد دلار کالای ایرانی به خارج کشور صادرشده در حالی‌که بالغ بر 8.2 میلیارد دلار کالای خارجی وارد کشور شده که به این ترتیب واردات،64.7 درصد از ارزش کل مبادلات خارجی کشور را به‌خود اختصاص داده است.

گمرک می‌گوید که متوسط قیمت یک تن کالای صادراتی ایران بر مبنای دلار آمریکا با 8.4 درصد و متوسط قیمت یک تن کالای وارداتی با19.9 درصد کاهش ارزش مواجه شده است. گزارش رسمی گمرک نشان می‌دهد که میزان صادرات قطعی کالاهای غیرنفتی بدون احتساب میعانات گازی در دوماهه نخست امسال نسبت به‌مدت مشابه پارسال از نظر وزنی2.7 درصد افزایش و از نظر ارزش شش درصد کاهش یافته است و 33.7 درصد از کل ارزش صادرات غیرنفتی به محصولات پتروشیمی اختصاص دارد. از سوی دیگر میزان واردات کشور در این مدت به نسبت مدت مشابه سال قبل از نظر وزنی با 14 درصد افزایش و از نظر ارزشی با 9درصد کاهش مواجه شده است.

ادامه خبر...


حسین پناهی در راه با رفیق

23 خرداد 1391 17:44

حسین پناهی در راه با رفیق

همواره در تاریخ انسانهای بزرگی بوده اند که موجب تسریع حرکتهای بشری در رشته های گوناگون شده اند. اما لزوماً آن چیزی که عموم مردم از نقش این اندیشمندان در سر دارند با واقعیت زندگی شخصی این بزرگان همخوانی ندارد.
حکیم عمر خیام یا سهراب سپهری را شاعر می دانیم اما عمر خیام ریاضی دانی بزرگ و سهراب سپهری نقاشی چیره دست بودند.
در این میان همواره نشر دارینوش در تلاش برای معرفی( حسین پناهی) از هیچ اقدامی دریغ نکرده است.
به جرأت می توان گفت ریاست نشر دارینوش بزرگترین نقش را در جهت شناساندن چهره واقعی حسین پناهی داشته است وچاپ و انتشار آثار زنده یاد پناهی مخصوصاً کتاب وزین (راه با رفیق) که وجه تمایزش با دیگر آثار وی گردآوری وچاپ عکس های آن مرحوم بوده است، عمق شناخت آن مجموعه را از مرحوم حسین پناهی می رساند.
جا دارد همواره از ایشان ومجموعه تحت مدیریت ایشان کمال تشکر را به عمل آوریم. همچنین از آن مدیریت محترم به خاطر چاپ صفحاتی چند از کتاب راه با رفیق (بدون اجازه) پوزش می خواهم.

عزیز درفشه

ادامه خبر...


آسيب يک تصميم پيش از موعد

22 خرداد 1391 12:57

آسيب يک تصميم پيش از موعد

نويسنده : سياوش دانايي

 سال جديد از سوي رهبرانقلاب به نام توليد ملي، حمايت از کار و سرمايه ايراني ناميده شده است، اهميت اين شعار سال همانند سال‌هاي گذشته به دليل شرايطي است که کشور با توجه به اولويت هاي موجود با کمبودها و نارسايي‌هايي مواجه است که بايد تمرکز و تحرک بيشتري نسبت به آن ايجاد شود؛ به زبان ساده مي‌توان گفت به دليل بالارفتن ميزان واردات طي سال هاي اخير و مشکلات توليدکنندگان در عرصه صنعت و کشاورزي، افزايش بيکاري ، نرخ تورم و... چرخه اقتصادي مي‌لنگد و دخل و خرج‌ها با هم جور نيست. اهميت سخنان رهبرانقلاب در اين است که مسئولان کشور بايد ريشه مشکلات اقتصادي را در داخل بخشکانند تا فضاي کسب و کار از اين وضعيت خارج بشود، طبيعي است که نابساماني در عرصه اقتصادي موجب افزايش بيکاري، رکود اقتصادي و ديگر معضلات مي شود. گلايه نمايندگان، کارشناسان و فعالان اقتصادي از فضاي موجود نشان مي دهد که دولت در راستاي وظايف محوله چندان موفق نبوده است و با وجود تبليغات گسترده و فراگير همچنين انتشار آمارهاي پرطمطراق اقتصادي نتوانسته نه افکار عمومي، نه نمايندگان و نه کارشناسان امر را متقاعد کند چرا که عملا بين حرف و عمل دولتمردان فاصله است و مردم عملکردها را حس مي کنند.

نکته مهم در اين ارتباط نزديک شدن به انتخابات شوراي شهر و رياست جمهوري دوره يازدهم در سال آينده است که به صورت همزمان برگزار مي‌شود. نمي‌توان اين واقعيت را کتمان کرد که گروه هاي سياسي به دنبال کسب مقبوليت در افکار عمومي و معرفي نامزدهاي مورد نظر خود براي اين دو انتخابات هستند، اين فرصت يک ساله بستر مناسبي براي بازيگران عرصه قدرت ايجاد مي کند و وسوسه خوبي را براي کساني که مي خواهند همچنان ميدانداري کنند ايجاد کرده است. پس از پايان يافتن انتخابات مجلس و مشخص شدن آرايش سياسي مجلس نهم برخي فعالان سياسي در برخي رسانه ها نظراتي را در مورد انتخابات رياست جمهوري يازدهم مطرح کردند که خود اين موضوع گواه ولع انتخاباتي شدن فضاي موجود دارد که البته چنين روندي با توجه به حساسيت هاي شرايط کشور در عرصه بين‌المللي و مشکلات اقتصادي به عنوان يک آسيب قابل ارزيابي است.

انتخاباتي شدن زودهنگام فضاي جامعه به بدنه اجرايي، نظارتي و تقنيني لطمه و آسيب وارد مي كند و باعث سست شدن تعامل‌ها مي‌شود. بايد گفت که يكي از مشكلات و بيماري هاي مزمن كشور ما که نظامات اجرايي و تقنيني از آن رنج مي برد، انتخاباتي شدن زود هنگام فضاي جامعه است كه اين فرهنگ بايد اصلاح و برچيده شود. انتخاباتي شدن زودهنگام فضاي جامعه، حتي اقتصاد و ثبات سياسي و اقتصادي را تحت تاثير خود قرار مي دهد و افكار عمومي نسبت به تصميمات قواي مجريه و مقننه ترديد پيدا مي كند. متاسفانه وجود اين بيماري مزمن در كشور، تاكنون لطمات زيادي به ما وارد كرده است که قابل کتمان نيست.

نياز کشور و مردم در شرايط کنوني فاصله گرفتن از بازي هاي سياسي و رايزني هايي است که عملا نفع آنچناني براي کشور و مردم ندارد چرا که کشور از مسائل ديگري رنج مي برد، هرچقدر فعالان سياسي و مسوولان امر به فضاي انتخاباتي دامن بزنند مديران ناشايست پشت اين فضا سنگر مي گيرند و سعي مي‌کنند عملکردها را بدون توجه به اصل پاسخگويي به حاشيه برانند تا از اصل قضيه يعني رفع مشکلات موجود براساس شرح وظايف فاصله بگيرند.

مي‌توان از زوايه ديگر هم به اين امر نگاه کرد که انتخاباتي شدن زودهنگام فضاي کشور لطمات زيادي را به عرصه‌هاي مختلف وارد مي‌کند، زيرا مجلس نهم تازه دست به کار شده است؛ مجلسي که بيش از 50 درصد نمايندگانش تازه وارد هستند و از طرف ديگر دولت در پايان سال کاري خود به سر مي برد و عملا انگيزه خود را پس از هفت سال همانند گذشته براي ادامه راه ندارد و بايد برنامه هاي باقي مانده را به نحو احسن انجام دهد و دولت را به تيم بعدي تحويل دهد.

تجربه انتخابات مجلس نهم نشان داد که دولت خود با وجود اينکه با نردبان اصولگرايان وارد ميدان اجرايي کشور شد خود در اين انتخابات به دنبال کسب سهميه بود و حاضرنشد که با بدنه اصولگرايان همراهي کند و زير چتر آنها قرار بگيرد، همين دليل به تنهايي حکم واحدي است که کشور در شرايط کنوني و مشکلات اقتصادي پيش رو نياز به آرامشي دارد که شايد در اين يک سال برخي معضلات تاحدودي حل و فصل شود، دولتي که همچنان از عملکرد اقتصادي خود دفاع مي‌کند اما در عمل دائما تورم افزايش پيدا مي کند و معضلات اجتماعي، بيکاري، نبود برنامه براي کنترل واردات، نگراني توليدکنندگان از آينده نه چندان روشن و مشکلات ديگر را به همراه دارد، نبايد پشت فضاسازي‌هاي انتخاباتي زودهنگام پنهان شود، حتي اگر هم مشکلي از اين موارد حل و فصل نشود اما وجود آرامش در فضاي کلي کشور در اين يکسال شايد همين حسن را داشته باشد که مردم چهره تمام کساني را که طي اين هفت سال شعاردهان پر کن مي‌دادند و امروز راهي براي حل معضلات ندارند به خوبي خواهند شناخت، اما اگر فضاي موجود به سمت انتخاباتي شدن زود هنگام سوق پيدا کند به نفع سودجويان عرصه قدرتي خواهد بود که از هر فرصت براي فرار از پاسخگويي استفاده مي‌کنند و مردم تحت تاثير فضاسازي هاي تبليغاتي مجال شناخت عاملان معضلات را نخواهند داشت.

ادامه خبر...


عملکرد مربیان خارجی در فوتبال باشگاهی ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟

1-عملکرد خوب و قابل دفاعی دارند
2- اصلاعملکرد مطلوبی نداشتند
3- باید به آنها زمان داد بعد قضاوت کرد
4-هیچکدام




آپلود عکس